دو هفته پیش بود که اسرائيل تراژدی بزرگی را از سر گذراند. چهلوپنج شهروند ما که بیشترشان یهودیان فوق ارتدوکس بودند هنگام زیارت از مقبره خاخامی در شمال اسرائیل هنگام عید یهودی «لاگ بعومر» در ازدحام گیر کردند و کشته شدند. آن موقع میخواستم مطلبی درباره همبستگی زیبایی بنویسم که در آن روزهای سخت بین مردم یهودی و عرب منطقه در تلاشهای امدادی برای کمک به نجاتیافتگان شاهدش بودیم؛ چیزی که در طول دنیاگیری ویروس کرونا نیز دیده بودیم، به خصوص که بسیاری از کادر درمانی در اسرائيل، فلسطینیتبار هستند.
در پی فاجعه کوه مرون، رهبری شهروندان عرب در منطقه جلیل در شمال کشور و تمامی رهبران سیاسی شهروندان فلسطینیتبار کشور گرد هم آمدند، تسلیت گفتند و دست یاری به سوی همنوعان خود دراز کردند. شهرداران شهرها و روستاهای نزدیک کوه مرون در رسانههای اجتماعی و رسانهها از برپایی ایستگاههایی برای کمک به بازماندگان خبر دادند. خیلی از بازماندگان که نمیتوانستند تا پیش از روز سبت به خانههایشان برسند در خانه فلسطینیهای محل سکنی گزیدند؛ انگار روحیه ماه رمضان روحیه همبستگی انسانی بود؛ میدیدیم که شهروندان فلسطینی اسرائیل با یهودیان فوق ارتدوکس همکاری میکنند و در عین حال احزاب سیاسی نمایندگان شهروندان یهودی و عرب در حال مذاکره با همدیگر برای احتمال تشکیل دولت ائتلافی بودند. این احتمال که همکاری یهودیان و عربها بالاخره به دوازده سال زمامداری بیوقفه بنیامین نتانیاهو پایان دهد، بسیار جدی بود.
حالا اما با گذشت یکی دو هفته آن همبستگی از میان رفت. رویدادهای حول بیتالمقدس (اورشلیم) روندی را آغاز کردند که به خطرناکترین رویارویی سالهای اخیر تبدیل شده است. انگار نتانیاهو وقتی دید که دو فراکسیون نماینده شهروندان فلسطینیتبار («فهرست مشترک» به رهبری ایمن عوده از حزب کمونیست اسرائیل و «فهرست متحد عربی» به رهبری منصور عباس) میتوانند او را از کرسی نخستوزیری کنار بکشند همهچیز ویران شد. تلاش برخی سازمانهای ناسیونالیست برای بیرون کردن ساکنان فلسطینی از محله شیخ جراحِ بیتالمقدس و محدودیتهایی که پلیس اسرائیل برای فلسطینیها در این شهر، که اسرائیل آنرا پایتخت خود میداند، ایجاد کرده بود باعث شدت گرفتن تنشها شد. روز دوشنبه این هفته مدتی به نظر میرسید خطر از بیخ گوشمان رد شده: دیوان عالی اسرائیل اعلام کرد فعلا در مورد موضوع شیخ جراح حکم نمیدهد و راهپیمایی ناسیونالیستها به نام «رژه پرچم» که همهساله به مناسبت «روز اورشلیم» انجام میشود به فرمان پلیس لغو شد. این روز سالگرد پیروزی اسرائیل در جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷ و فتح اورشلیم است و معمولا صحنه حملات نژادپرستانه در شهر میشود. سالگردی که بسیاری فراموش کردهاند «روز النکبه» است که تا چند روز دیگر فرا میرسد (۱۵ مه) و در آن فلسطینیها مصیبت آوارگی ۷۵۰ هزار نفر در جنگ سال ۱۹۴۸ را به یاد میآورند.
تصاویر چند روز اخیر دیوار ندبه و مسجدالاقصی شبیه فیلمهای آخرالزمانی شده است. فیلمی را میبینیم که در آن برخی یهودیان با جشن و پایکوبی کنار دیوار ندبه سرودهایی مذهبی میخوانند که محتوایی ضد مردمان عرب دارد در حالی که از راه دور درختی را میبینیم که نزدیک این مسجد، بر اثر در رفتن اشتباهی ترقه از سوی فلسطینیها، آتش گرفته است. صحنه درگیری فلسطینیها و نیروهای امنیتی اسرائیل در صحن مقدس این مسجد باعث خشم بسیاری از فلسطینیها و جریحهدار شدن احساسات مسلمانان در سراسر جهان شد.
در این میان بود که گروه حماس شروع به شلیک راکت به سوی شهرهای اسرائیل کرد: از بیتالمقدس تا تلآویو در مرکز و بئرالصبع در جنوب. ارتش اسرائيل هم دست به بمباران غزه زد. تمام خانواده من بیشتر ۴۸ ساعت گذشته را در پناهگاههای زیرزمین خانهمان گذراندهاند. یکی از راکتها در چند متری آپارتمان برادرم فرود آمد. البته من همیشه به یاد دارم که اسرائیلیها هم پناهگاه دارند، هم سامانه پدافندی «سپر آهنین» و هم نیرو هوایی قدرتمند. این چیزها در دسترس مردم نوار غزه نیست و همین است که تعداد کشتهشدگان آنها در درگیریها همیشه چندین برابر است.
اما شاید حتی غمبارتر از این درگیری نظامی درگیریهایی است که بین شهروندان یهودی و عرب در شهرهای اسرائیل پیش آمده؛ درگیریهایی که در ۲۰ سال اخیر ندیده بودیم. در یافا، در لود، در عکا، در حیفا. ماشین و کنیسه و رستوران و مغازه و گورستان مسلمانها در درگیریهای دو طرف آتش زده شدهاند. اینها همان مردمانیاند که دو هفته پیش در همبستگی با یکدیگر بودند. در لود، یکی از رژههای «قدرت» را ایتامار بن گویر سازمان داد، نماینده مجلس از حزب راست افراطی «صهیونیست مذهبی» که یکی از قهرمانهای زندگیاش را باروخ گلداشتاین میداند، همان تروریست متولد بروکلینِ نیویورک که در سال ۱۹۹۴ وارد مسجد ابراهیمی در شهر خلیل (هبرون) در کرانه غربی شد و به سوی نمازگذاران فلسطینی آتش گشود تا ۲۹ نفرشان کشته و ۱۲۵ نفرشان زخمی شوند. شهر لود، نزدیک فرودگاه تلآویو که روزگاری نامش «فرودگاه لود» بود از جمله مناطقی است که سالها است به آن توجه نشده و حالا دارودستههای مسلح در آن راه افتادهاند و اوضاع را به دست گرفتهاند. قصه تلخ اینکه در همین شهر یکی از موشکهای حماس خانهای را نابود کرد که در آن یک پدر و دختر هفت سالهاش که فلسطینیتبار بودند کشته شدند. اینجا بود که شیمون ریکلین، از نزدیکترین خبرنگاران به نتانیاهو، در توییتر گفت کشته شدن فلسطینیها به دست حماس «عدالتی شاعرانه» است و اینجا بود که قلب من شکست. در چه روزگاری قرار داریم که در آن یک خبرنگار مرگ پدر و دختری بیگناه را فقط به دلیل عرب بودنشان «عدالت» مینامد؟ وقتی از ریکلین انتقاد کردند گفت تنها تاسفش این است که دو نفر کشته شدند و نه ۲۰ نفر.
از تنها روزنههای امید شاید حضور مشترک موسی راز و غیداریناوی زعبی در شهر لود و تاکید آنها بر لزوم صلح و همبستگی باشد. موسی، یهودی است و غیدا، فلسطینیتبار اما هر دو نمایندگان حزب سوسیالیست «مرتز» در مجلس اسرائیل هستند؛ حزبی که مثل حزب کارگر و حزب کمونیست اسرائیل هم عضو و نماینده یهودی دارد و هم عضو و نماینده فلسطینیتبار.
در روزهای فاجعه کوه مرون لحظهای این امید را داشتیم که چشمانداز اتحادهایی مثل همبستگیِ موسی و غیدا میتواند آیندهای بدیل برای این سرزمین پردرد باشد. در این روزها اما واقعیت تلخ کنونی باز به یادمان آمده: اسرائیل باید برای برابری واقعی بین تمام شهروندانش بکوشد و در شهرها و روستاهای فلسطینی سرمایهگذاری کند. ما باید به یاد داشته باشیم که یک میلیون توافق صلح با بحرین و امارات متحده عربی هم تخاصمی را که با فلسطینیها داریم حل نمیکند. روزی ۱۰ پرواز مستقیم از تلآویو به دوبی یا مراکش هم که داشته باشیم تا زمانی که اشغال غیرقانونی سرزمینهای فلسطینی ادامه دارد تخاصم پابرجا است. برنامه پیش رو عیان است: حقوق برابر برای شهروندان فلسطینی و احترام به حقوق مالکیت آنها در بیتالمقدس و کرانه غربی، جلیل و صحرای نقب؛ سرمایهگذاری در زیرساختها و آموزش و پرورش؛ مبارزه با جنایت سازمانیافته؛ رفع حصر نوار غزه. اینها تنها راه پیش رو برای مبارزه با نفرت و نژادپرستیاند.